skip to main
|
skip to sidebar
شبي عريان
تخيلات شبانه در زندگي روزانه
دوشنبه ۲۹ ژوئن ۲۰۰۹
من كه خندم نه بر اوضاع كنون مي خندم
من به اين گنبد بي سقف و ستون مي خندم
تو به فرمانده اوضاع كنون مي خندي
من به فرماندهي كن فيكون مي خندم
{زنده ياد ميرزاده عشقي}
0 نظرات:
ارسال يک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحه اصلی
اشتراک در:
نظرات پيام (Atom)
بايگانی وبلاگ
▼
2009
(21)
◄
October
(4)
BALZAK
Albert camus
◄
July
(5)
3 شعر ازمحمد خليلي
استحا له
اين روزها
شعري از ريتسوس
براي محمد حقوقي
▼
June
(11)
كسي كه خاطراتش را روي كاغذ نمي آورد از درك يادداشت...
مبارزه انسان عليه قدرت: مبارزه حافظه است عليه فرام...
من كه خندم نه بر اوضاع كنون مي خندم من به اين گنبد...
{تنها اين دو تو را از جمله ي رنج ها مي رهاند: اكنو...
اول ناديده ات مي گيرند سپس مسخره ات مي كنند بعد با...
آزادي
روزهاي دلواپسي
روزنامه اي به دست
تفكر
مدرنيسم ! روي ستون هاي سنت
سيگار ممنوع !
◄
May
(1)
غربت
درباره من
م.بيدار
مشاهده نمايه کامل من
0 نظرات:
ارسال يک نظر