۱۳۸۸ تیر ۸, دوشنبه

كسي كه خاطراتش را روي كاغذ نمي آورد از درك يادداشتهاي روزانه ديگري عاجز است.
{كافكا}
مبارزه انسان عليه قدرت:
مبارزه حافظه است عليه فراموشي .
{ميرك}
.
.
.
انحطاط ادبيات يك ملت"
دليل بر انحطاط آن ملت است.
{گوته}
من كه خندم نه بر اوضاع كنون مي خندم
من به اين گنبد بي سقف و ستون مي خندم
تو به فرمانده اوضاع كنون مي خندي
من به فرماندهي كن فيكون مي خندم
{زنده ياد ميرزاده عشقي}

۱۳۸۸ تیر ۷, یکشنبه

{تنها اين دو تو را از جمله ي رنج ها مي رهاند:
اكنون برگزين!
مرگ زود هنگام
يا عشق طولاني.}
نيچه
اول ناديده ات مي گيرند
سپس مسخره ات مي كنند
بعد با تو مي جنگند
آنگاه تو پيروز مي شوي.
.مهاتما گاندي.

۱۳۸۸ خرداد ۱۷, یکشنبه

آزادي

تا آخرين روز
نفسم را حبس مي كنم
براي روز آزادي

روزهاي دلواپسي

ميرمن خوش ميروي كاندر سروپا ميرمت
خوش خرامان شو كه پيش قد رعنا ميرمت
.
.
.
.
گرمسلماني از اينست كه محمود ميرود
آه اگراز پي بود فردا كه محمود ميرود
.
.
.
.
سبز ميخواهمت

۱۳۸۸ خرداد ۱۳, چهارشنبه

روزنامه اي به دست

روزنامه اي به دست
سيل در شمال
زلزله در جنوب
قحطي
طوفان
واعدام مردشاعر درمركز.

تفكر

ميان جنگل ودريا

هوا اساطيريست
انسان كرفتار
به هيچ مي انديشد.

مدرنيسم ! روي ستون هاي سنت

سرد
بر اسپادانا
سكوت كرده ام
دست هاي يخي ام را
بر آبي رودخانه
منجمد ميكنم
و عشق را در قلبم نهان

سيگار ممنوع !

سيگار براي سلامتي مضر است
سلامتي شادي مي آورد
شادي آزادي مي زايد
آزادي وجود ندارد
سيگار حال مي دهد